محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
419
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
فصل سوم مسيحيان معاهد پس از آنكه از تاريخ ممالك اسپانياى مسيحى سخن گفتيم اكنون با اندكى تفصيل از مسيحيان معاهد و احوال ايشان در عصر طوايف سخن مىگوييم . در اين عصر ، انحلال سياسى و نظامى ، اسپانياى مسلمان را فراگرفت و جنگهاى داخلى ، آن مملكت واحد را قطعهقطعه كرد و ممالك مسيحى دست تطاول به سوى آن گشودند و ما مىدانيم كه اين گروه از مسيحيان در آن روزگاران به صورت اقليتى مهم در شهرهاى بزرگ اندلس چون قرطبه و اشبيليه و طليطله و بلنسيه و سرقسطه مىزيستند . اين اقليتهاى مسيحى در نهايت امنيت و اطمينان در سايهء حكومت اسلامى غنوده بودند و در عين آزادى به فعاليتهاى مادى و دينى خويش مىپرداختند و همواره مورد محبت و اعتماد خلفا بودند و بيشترشان مناصب مهم ادارى و دربارى داشتند . بسيارى از ايشان زبان عربى مىدانستند ، ولى به زبان اصلى خود رومى ) ecnamoR ( كه آن روزها در سراسر ممالك اسپانياى مسيحى ، زبان اكثريت بود سخن مىگفتند . با اين زبان بسيارى از بزرگان صقلابيان در دربار اندلس و بعضى از بزرگان مسلمان چون وزيران و دبيران ، آشنايى كامل داشتند . مسيحيان معاهد نيز به اين زبان مىنوشتند و در درون جامعهء اسلامى كه در آن مىزيستند در گفتگوها و معاملاتشان آن را به كار مىبردند . مسلمانان